شریعتی...فرزند کویر
به نام خداوندی که به من حقیر دوست داشتن آموخت... دفترم تموم شدش...این آخرین برگش بود...نمیدونم تو آخرین برگ چه بنویسم....تو ابتدایی که بودم خیلی دوست داشتم که دفترم تموم بشه...چون وقتی کسی دفترش تموم میشد احساس غرور میکرد...یه جور امتیاز حساب میشد...تو آخرین برگم میخوام از خودم بگم!! الان هفده سال و شش ماه و ده روزمه...باید اعتراف کنم که بچه ی خوبی نبودم...این کارایی که الان همسن و سالای من دارن انجام میدن من تو ابتدایی و راهنمایی اوستا شده بودم...خیلی کارای بدی که الان فکرشو میکنم از خودم بدم میاد...تا این که به واسطه ی یکی از دوستام با شریعتی آشنا شدم...چندتا از کتاباشو خوندم!!اول هیچی حالیم نشد...خوب دوباره خوندم...بعدش نیشستم با خودم فکر کردم...دیدم شدم یه آدم بیخود پوچ هوسباز که از دنیا فقط هوس و خوشگذرونی حالیش میشه...سعی کردم خیلی از عادتای بدم رو ترک کنم...یه جورایی موفق هم شدم...سعی کردم خودمو اصلاح کنم...اگه هرکسی اصلاحات رو از خودش شروع کنه جامعه گلستون میشه!!! لازم میدونم از تمام دوستانی که توی این یک و سال اندی که از عمر این وب میگذره و در تمام لحظات درد دلای دل دیوونه منو گوش دادن تشکر کنم.اگه تو این مدت حرفی زدم یا پستی گذاشتم که به کسی اهانت شدش یا کسی از دستم ناراحت شدش معذرت میخوام. امیدوارم منو ببخشا...این از صمیم قلب میگم. من به رسم سیزده دوست داشتنی میگم: سیزده:یه نابغه...توی تموم این سالها هیشکی رو ندیدم که بتونه مثل اون بنویسه شمع:مرجان,اولین دوست من,تو این یه سال و نیم به من خیلی لطف کرد.ازش ممنوم سحاب:یار همیشگی من...هیچوقت تنهام نذاشت...با این که از من بی مهری زیادی دید...همیشه آخرین نفری بودم که بهش سر میزدم درست برعکس خودش. کویر:یه کویری مثل خودم...عاشق کویر و دکتر شریعتی(محسن):پسری از ولایت دکتر چهلمین غروب:شعراش خیلی قشنگ بود...حیف که تنهاست تاریخ ایران:خوب حرفمو میفهمید...عاشق ایران بود...یه ایرانی واقعی هدی:دختر خوش فکری بود...فقط حیف که طرفدار بارسلونا بودش...از همین جا واسش آرزوی موفقیت میکنم خرت و پرت:فیلسوف به تمام معنا...به من یه درس خیلی بزرگی داد...ازش ممنونم ساحل چشمانت:خیلی طرفدار محسن افشانی بود...نسبت به همسناش حرفای قشنگی میزد باغ باران خورده:شعراش خیلی جالب بود... دنیای شادی:امیدوارم همیشه دنیاش مثل خودش شاد باشه دختر خاک:نمردیم و یه دختر دیدیم که خاکی باشه,درست مثل یه مرد سپیده دم:خیلی خوب مینوشت...درد جامعه رو خوب میدونست دیوان ناتمام:از دوستانی که همیشه به من لطف داشت روشنگری:آرش کمانگیر دنیای وب... صبر سنگ:آقا رضای خودمون...عاشق بازیگرا بودش دو آذر:یکی از بهترین نویسنده های وبه...به من یاد داد که خودم بنویسم...هرچند شاگرد خوبی نبودم بامزه:داستانای وبش خیلی خوب بود...من هم باهاشون گریه کردم...هم خنده قاصدک:با اینکه پستاش بلند بود ولی خب خیلی خوب مینوشت پرنسس:غزاله واسه ماکه یه پرنسس بود,یه پرنسس مهربون نیلوفرانه:و اما نیلوفر...یه دوست و نقاش بزرگ...خیلی مهربون بود...امیدوارم موفق باشه نیلوفر آبی:با اینکه استقلالی بود ولی ددوست خوبی بود فریاد سکوت:رها...دختر باهوشی بود,پستاش خوندنی بودن یار دبستانی:یار وبلاگی من بودش عشق واهی:خاله فلشته ...قبل عید بود که تنها مون گذاشت...خیلی دوستش داشتم یه اردیبهشتی:دلارام...با اینکه سیزده سالشه اما قشنگ مینوشت سناتور:دوست خیلی خوبی بود باران:پری خانوم...دوست خوب خودم...خیلی خوب آرزو:امیدوارم به آرزوش برسه نقطه سر خط:محیا خانوم...یه دوست شاعر,شعرای خیلی قشنگی میگفت حرفایی برای نگفتن:دوست خوب و قدیمی من سپیده:دختر خوب و خوش قلب...قلب خیلی مهربون و ساده ای داشت مستان باران:امیر و باران,واسشون آرزوی موفقیت دارم برای او:آخرین دوست من...مانع خجالت کشیدن ما میشد.دستش درد نکنه آخرین. نوشت:دوستان بدروود,برای همیشه...شاید سال دیگه با یه وب دیگه برگردم.اما شریعتی به خاطره هام پیوست.همتونو دوست دارم
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |

