﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>شریعتی...فرزند کویر</title>
    <description>ali-shariati's description</description>
    <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>آرش</managingEditor>
    <lastBuildDate>Fri, 07 Oct 2011 15:39:54 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>این برگ را با اشک هایم نوشته ام</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;به نام خداوندی که به من حقیر دوست داشتن آموخت...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دفترم تموم شدش...این آخرین برگش بود...نمیدونم تو آخرین برگ چه بنویسم....تو ابتدایی که بودم خیلی دوست داشتم که دفترم تموم بشه...چون وقتی کسی دفترش تموم میشد احساس غرور میکرد...یه جور امتیاز حساب میشد...تو آخرین برگم میخوام از خودم بگم!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;الان هفده سال و شش ماه و ده روزمه...باید اعتراف کنم که بچه ی خوبی نبودم...این کارایی که الان همسن و سالای من دارن انجام میدن من تو ابتدایی و راهنمایی اوستا شده بودم...خیلی کارای بدی که الان فکرشو میکنم از خودم بدم میاد...تا این که به واسطه ی یکی از دوستام با شریعتی آشنا شدم...چندتا از کتاباشو خوندم!!اول هیچی حالیم نشد...خوب دوباره خوندم...بعدش نیشستم با خودم فکر کردم...دیدم شدم یه آدم بیخود پوچ هوسباز که از دنیا فقط هوس و خوشگذرونی حالیش میشه...سعی کردم خیلی از عادتای بدم رو ترک کنم...یه جورایی موفق هم شدم...سعی کردم خودمو اصلاح کنم...اگه هرکسی اصلاحات رو از خودش شروع کنه جامعه گلستون میشه!!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;لازم میدونم از تمام دوستانی که توی این یک و سال اندی که از عمر این وب میگذره و در تمام لحظات درد دلای دل دیوونه منو گوش دادن تشکر کنم.اگه تو این مدت حرفی زدم یا پستی گذاشتم که به کسی اهانت شدش یا کسی از دستم ناراحت شدش معذرت میخوام. امیدوارم منو ببخشا...این از صمیم قلب میگم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;من به رسم سیزده دوست داشتنی میگم:&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سیزده:یه نابغه...توی تموم این سالها هیشکی رو ندیدم که بتونه مثل اون بنویسه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;شمع:مرجان,اولین دوست من,تو این یه سال و نیم به من خیلی لطف کرد.ازش ممنوم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سحاب:یار همیشگی من...هیچوقت تنهام نذاشت...با این که از من بی مهری زیادی دید...همیشه آخرین نفری بودم که بهش سر میزدم درست برعکس خودش.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;کویر:یه کویری مثل خودم...عاشق کویر و دکتر&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;شریعتی(محسن):پسری از ولایت دکتر&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;چهلمین غروب:شعراش خیلی قشنگ بود...حیف که تنهاست&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;تاریخ ایران:خوب حرفمو میفهمید...عاشق ایران بود...یه ایرانی واقعی&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;هدی:دختر خوش فکری بود...فقط حیف که طرفدار بارسلونا بودش...از همین جا واسش آرزوی موفقیت میکنم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;خرت و پرت:فیلسوف به تمام معنا...به من یه درس خیلی بزرگی داد...ازش ممنونم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;ساحل چشمانت:خیلی طرفدار محسن افشانی بود...نسبت به همسناش حرفای قشنگی میزد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;باغ باران خورده:شعراش خیلی جالب بود...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دنیای شادی:امیدوارم همیشه دنیاش مثل خودش شاد باشه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دختر خاک:نمردیم و یه دختر دیدیم که خاکی باشه,درست مثل یه مرد&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سپیده دم:خیلی خوب مینوشت...درد جامعه رو خوب میدونست&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دیوان ناتمام:از دوستانی که همیشه به من لطف داشت&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;روشنگری:آرش کمانگیر دنیای وب...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;صبر سنگ:آقا رضای خودمون...عاشق بازیگرا بودش&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;دو آذر:یکی از بهترین نویسنده های وبه...به من یاد داد که خودم بنویسم...هرچند شاگرد خوبی نبودم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بامزه:داستانای وبش خیلی خوب بود...من هم باهاشون گریه کردم...هم خنده&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;قاصدک:با اینکه پستاش بلند بود ولی خب خیلی خوب مینوشت&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پرنسس:غزاله واسه ماکه یه پرنسس بود,یه پرنسس مهربون&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;نیلوفرانه:و اما نیلوفر...یه دوست و نقاش بزرگ...خیلی مهربون بود...امیدوارم موفق باشه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;نیلوفر آبی:با اینکه استقلالی بود ولی ددوست خوبی بود&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;فریاد سکوت:رها...دختر باهوشی بود,پستاش خوندنی بودن&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یار دبستانی:یار وبلاگی من بودش&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;عشق واهی:خاله فلشته ...قبل عید بود که تنها مون گذاشت...خیلی دوستش داشتم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;یه اردیبهشتی:دلارام...با اینکه سیزده سالشه اما قشنگ مینوشت&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سناتور:دوست خیلی خوبی بود&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;باران:پری خانوم...دوست خوب خودم...خیلی خوب&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;آرزو:امیدوارم به آرزوش برسه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;نقطه سر خط:محیا خانوم...یه دوست شاعر,شعرای خیلی قشنگی میگفت&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;حرفایی برای نگفتن:دوست خوب و قدیمی من&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;سپیده:دختر خوب و خوش قلب...قلب خیلی مهربون و ساده ای داشت&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;مستان باران:امیر و باران,واسشون آرزوی موفقیت دارم&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;برای او:آخرین دوست من...مانع خجالت کشیدن ما میشد.دستش درد نکنه&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;آخرین. نوشت:دوستان بدروود,برای همیشه...شاید سال دیگه با یه وب دیگه برگردم.اما شریعتی به خاطره هام پیوست.همتونو دوست دارم&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/70</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=8090888</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-8090888</guid>
      <pubDate>Fri, 07 Oct 2011 15:39:54 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سرزمین کفر...آمریکا</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;سلامی به گرمی کرسی خونه مادربزرگم...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بعد چند روز گفتیم بشنیم پای &amp;nbsp;نت تا یه حالی عوض کنیمو و ببینیم توی این کره خاکی چی میذگره!!!بعله...دیدیم که همچی در امن و امان است...آسوده بخوابید که محمود و اسفندیار(به اتفاق سایر وابستگان:از ننه پسر محمود بگیر تا خوش خصور پسر محمود بعلاوه منزل پسر محمود) در نیویورک داره از حق مردم مظلومی که تو یازده سپتامبر یا جنگ جهانی دوم(!!!!) فوت شدن دفاع میکنن!!از همین جا یه خسته نباشید آس به خانواده محمود و اسی میگیم که فقط فقط به خاطر راه انداختن کار مردم پاشدن از اینجا رفتن هووووووو تا سرزمین کفر و بلا آمریکا.چقدر این دوستان به فکر مردمن که خانوادگی یه عملیات شهادت طلبانه تو خاک آمریکا انجام میدن.باریک به این ایمان و شجاعت و صداقت!! حالا بعد از تموم کردن کارشون یه دوری هم بین کفار زبون نفهم زدن تا شاید بشه مردم آمریکا رو هم مثل خودمون خدا جو وکوشا کنیم.پول این عملیات هم که فدای یه تار سبیل محمود جان,پول چرک کف دسته! ماکه ماشاا... ماشاا...(بزنم به تخته)اوضاع مادیمون توپ توپه!!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;به لطف محمودجان دیگه لازم نیست به عروس خانوم سکه طلا بدیم!!!میتونیم سه هزاز تخم مرغ تلاونگ(سه هزار تخم مرغ نه سه هزار میلیارد تومن!!!1..2..3..4 تاکید میکنم سه هزار تخم مرغ) به نیت سه هزار میلیارد اختلاس(اینجا درسته) به جای سکه بدیم.ما پسرا که همینجوری بدبخت هستیم خوب اینم روش!!!!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;بابا این بند خدا منصور(منصور آریا رو میگم) یه چندرقاز پول بالا کشیده ببین این مسئولین زحمتکش و سایتا و خبرنگارا و روزنامه ها چه شلوغش میکنن!!بابا بیچاره کم آورده یه ناخونکی زده!!سی و سه سال شماها زدین یه بار هم یه بیچاره زده!!چش دیدنشو ندارین؟؟کور شه ایشاا... چشتون!!!این عمارت هایی که مردم ما توش میخوابن فقط سه هزار.....قیمت داره!!خدا رو شکر وضع ما مردم اونقدر خوبه که حوصله شمردن صفرای این اختلاس رو هم نداریم!!من که پول تو جیبیم یه چیزی تو همین مایه هاست!!!خدا وکیلی...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این پایتخت نشینها یه چیزشون میشه ها!!تو رو خدا شما بگو کی پا میشه خونه ی گرم و نرمی که محمود بهش داده رو ول کنه بره تو پارک بخوابه؟که چی؟میخواین بگین شما از محیط زیست خیلی حالیتونه یا منتظرین تا محمود از اینجا رد شه شما واسش دست تکون بدین؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://www.iranerooz.com/uploads/admin/2011/08/21/3/a3730b6668.jpg" alt="" width="435" height="237" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://www.iranerooz.com/uploads/admin/2011/08/21/5/a6e36148e7.jpg" alt="" width="433" height="245" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;تازه شنیدم چند نفری هم (که تعدادشون معدوده) رفتن اندام زائد کلیه شون رو فروختن تا محمود بره کشور کفر آمریکا و یه چک آبدار بزنه تو دهن اوباما و خلاصه دهن آمریکا و استعمار رو سرویس کنه!!آفرین به این محمود که همیشه هوای افغانستان,پاکستان,تاجیکستان,پتستان و متستان رو داره!خدا اجرش بده!!ما که ازش خیلی راضیم!!ایشاا... سه هزار میلیارد سال با اسی بر مردم حکومت کنه!!!!ایشاا...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;img src="http://www.atynews.com/files/fa/news/1390/7/5/30930_788.jpg" alt="" width="416" height="225" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن:از اینکه دیر سر میزنم یا آپ میکنم معذرت میخوام...دیگه سال چهارم و گرفتن اجر!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;اختلاس نوشت:از تمام دوستانی که کمک کردن و انگشت دست و پا قرض دادن تا ما بتونیم تعداد صفرای سه هزار و اندی تومن رو کشف کنیم نهایت دمتون گرم رو داریم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;شریعتی.نوشت:در مملکتی که فقط دولت حق حرف زدن دارد هیچ حرفی را باور نکنید!&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/69</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=8075056</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-8075056</guid>
      <pubDate>Tue, 04 Oct 2011 18:04:24 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>و اما خدا...</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white;" lang="FA"&gt;خدا &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white;" lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; همان جا بود&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white;" lang="FA"&gt;من &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white;" lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چند پله&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white;" lang="FA"&gt;&amp;nbsp;پایین آمده بودم.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; شعر از معصومه باغیان&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white;" lang="FA"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white; font-weight: normal;" lang="FA"&gt;پ.ن:با کمی تاخیر عید فطر رو تبریک میگم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white; font-weight: normal;" lang="FA"&gt;پ.ن2:داشتم تو نت گشت میزدم که این شعر به چشمم خورد ازش خوشم اومد واسه همینم گذاشتم.امیدوارم شما هم خوشتون بیاد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white; font-weight: normal;" lang="FA"&gt;پ.ن3:تاخیر اخیرم رو روی حساب کم لطفی نذارین.درو از جون همتون سه هفته پیش بد جوری با موتور تصادف کردم و سرتون بدرد نیارم که داغون شدم ولی الحمدا... الان خوب شدم و خدا را بسیار سپاسگذاریم.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: right; line-height: 150%; direction: rtl; unicode-bidi: embed;" dir="RTL"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; color: white; font-weight: normal;" lang="FA"&gt;پ.ن4:تمام سال من بی تو...پر از سوز زمستونه...صدای خنده رو هیچکس...نمیشنوه از این خونه...تو رفتی و نگاه من...یه دریا درد و غم داره...یکی انگار توی سینه ام...گل یأس داره میکاره&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/68</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=7870674</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-7870674</guid>
      <pubDate>Sat, 03 Sep 2011 09:54:18 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>بدون شرح...!!!</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;علم بهتر است یا ثروت...؟&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;این موضوع انشاء 99% ما تو دبستان بوده , خوب من تو اون موقع فکر میکردم علم از ثروت بهتره , هرچند اگه کسی درباره ی بهتری ثروت در مقابل علم انشاء مینوشت کمترین نمره رو میگرفت برای همین همه مینوشتیم که علم بهتره!!! اما الان... من بزرگتر شدم...الان فکر میکنم که ثروت از علم بهتر باشه یا حداقل تو جامعه ی ما که اینجوریه...مدرک تحصیلی بدرد لای جرز دیوار هم نمیخوره...خوب همونجور که تو آپ قبلیم گفتم میخوام موضوع فقر و فحشا رو بررسی کنیم , پدیده زنان خیابانی(روسپیگری) که مسئولان نظام ما اونو حاشا دارن اما ما همگی میدونیم که این روسپیگری مثل خوره افتاده تو جامعه اسلامی(خوب یه جورایی اسلامی) و داره تیشه به ریشه فرهنگ و ایمان ما مسلمانان ایرانی میزنه.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;روسپیگری هر سال داره بیشترو بیشتر میشه و سن روسپیگیری کمتر و کمتر!!چند وقت پیش تو نت خوندم که میانگین روسپیگری تو ایران بین12 تا 18 ساله!!که احتمالا دروغ باشه چون غیر قابل باوره که یه دختر 12 ساله اقدام به تن فروشی کنه.بر وجود روسپیگری تو ایران هیچ شکی نیست و باید ما علل اون توجه کنیم و سعی کنیم اون رو از بین ببریم(البته ما که هیچ کاره ایم,اونایی که باید بشنوند که نمیشنود...).باید توجه کرد که درصد خیلی کمی از این زنان خیابانی به خاطر مشکلات جنسی و هوس اقدام به تن فروشی میکنن و بیشتر به خاطر مشکلات مالی و بیکاری هست.اکنون روسپیگری در متاهل ها بیشتر شده و با رشد سریعی هم مواجه است.یه جایی نوشته بود که11 درصد روسپیان های تهرانی با اطلاع همسرانشان اقدام به این کار میکنند که این نشاندهنده ی بیکاری و مشکلات مالی در بین مردان هم هست...درسته در گذشته اکثر این افراد کمتر از دیپلم تحصیلات داشتن ولی الان این پدیده تو قشر تحصیل کرده گسترش پیدا کرده!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;چند وقت پیش جو گرفتم وبا ماشین یکی از دوستام رفتیم &amp;nbsp;تا با یکی از این زنا صحبت کنم.به میدان امام حسین مشهد الرضا که رسیدیم یه زن خیلی جوون(24 یا 25 ساله بود,ولی از خودش نپرسیدم) ایستاده بود,خوب اینجور آدما نگاهشون با بقیه فرق داره.سوارش کردیم و شروع کردیم به حرف زدن. دلم خیلی واسش سوخت. تا روز قبلش فکر میکردم اینا یه مشت آدم بیخود و آشغال هستن ولی وقتی حرفاشو شنیدم خیلی ناراحت شدم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;میگفت که شوهرش یک ساله که به خاطر بیماری سرطان مرده!!پدرش وضع خوبی نداره و پدر شوهرش هم که ولشون کرده و کاری به کار اونا نداره!!دو تا بچه داره , یه پسر و یه دختر...اولی اول دبستانه و دومی دو سالشه,عکسشونو تو کیفش داشت,خیلی بچه های خوشکلی داشت.میگفت به خاطر در آوردن خرج تحصیل و غذا ی اینا مجبورم که اینکار رو کنم.لیسانس نقشه کشی داشت,میگفت که واسم کار نیست و کارایی هم که هست کم درامدن,پول کرایه خونم رو نمیتونم بدم چه برسه به بقیه خرجا...خلاصه بعد از بیست دقیقه به بهونه بودن پلیس سر چهارراه پیادش کردیم,منم چند قدم جلوتر پیاده شدم,داشتم اونو نیگاه میکردم...بعد از 5 دقیقه یه ماشین دیگه جلوش ترمز زد...سوار شد...نمیدونم!!شاید اونم میخواست مثل من از کارش سر در بیاره!شایدم!!!نمیدونم...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پس تو این زمونه ثروت دوای خیلی از دردای!!ثروت شده همه چیز,یعنی از قدیم هم بوده!دیگه نمیشه با مدرک شکم بچه ها رو سیر کرد!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن:چند تا عکس گرفته بودم که به دلایلی نذاشتم , البته شاید روزی گذاشتم,شاید...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن2:شاید از نظر خیلی ها این پستم خیلی بی ادبانه و قبیح بوده باشه ولی این حقیقته و حقیقت هم تلخ...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن3:ماه خوبی ها هم رسید,سعی کنیم تو این ماه یکم,فقط یکم خودمون رو عوض کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن4:سعی کنیم حداقل دل یه بچه رو شاد کنیم,چه با عروسک,چه با ماشین اسباب بازی...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن5:اینترنتم خراب بود,تازه درستش کردم.ببخشید اگه دیر اومدم&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/66</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=7449794</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-7449794</guid>
      <pubDate>Sat, 06 Aug 2011 02:34:58 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شهیدان زنده که میگن اینان...</title>
      <description>&lt;p dir="rtl"&gt;سلامی به گرمی دیدار...&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;نمیدونم گریه کنم یا بخندم ,دلم به حال اونایی که جونشونو,زندگی شونو _ خلاصه همه چیشونو دادن در راهی که به اون اعتقاد داشتن,تو راه آزادی و ایده شون _فدا کردن میسوزه و گریه ام میگیره! از طرفی وقتی امثال حاج گرینوف ها رو توی جعبه ی جادو میبینم خنده ام میگیره!! آدمایی که اول شکمشون میاد بعد از ده دقیقه صورتشون پیدا میشه!! آدمایی که از جنگ فقط ریش بیست سانتی یادگار دارن و یه من حرف قلمبه سلمبه...آدمایی که بعد از انقلاب و جنگ شدن وارث ثروت میلیاردی خاندان سلطنتی,اما این گنج باد آورده رو زیر ریششون قایم کردن و با خودشون بردن...واسه خودشون کسی شدن...سینشون صاف میکنن&amp;nbsp; و میگن که ما جنگیدیم...ما فقط به خاطر خدا و این مردم بود که رفتیم جنگ,ولی نمیدونن جنگ غرب کشور بودش یا شرق!!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;حالا که جنگ تموم شد...اونایی که رستم قصه ی ما بودن یا گوشه ی آسایشگاه دراز کشیدن,یا زیر یه خرمن خاک دارن واسه نسل سوخته ی خودشون غصه میخورن یا شایدم تنشون شده جذای سگ و موریانه...اما امثال گرینوف ها القاب برادر,حاجی,حجت السلام,پاسدار و ... جایگزین فلان الدوله وفلان السلطنه کردن ,فقط یه کم پیاز اسلام رو قاطی غذاشون کردن و به خور مردم میدن...این اسلام تو کشور ما از خود علی و حسین هم مظلوم تره!!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن:پیشاپیش میلاد منجی عالم رو بهتون تبریک میگم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن2:تو ادامه مطلب چند تا عکس از جانباز های آسایشگاهی گذاشتم,دیدنشون خالی از لطف نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن3:این جونمردای لوتی کجا,این بسیجیای مفت خور کجا!!!!!!&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن4:موضوع مطلب بعدی رو فقر و خودفروشی انتخاب کردم ولی چون خودم میخوام ازش عکس بگیرم به این زودیا آپ نمیکنم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir="rtl"&gt;پ.ن5:همه تونو دوست دارم,بدررود&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img src="http://habil.ir/weblog/files/2011/03/dard.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://photo.shahrara.com/up/gallery/500/ba2f1b1110bd3b.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://photo.shahrara.com/up/gallery/500/b468e4c1192e6b.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://media.farsnews.com/Media/8705/ImageReports/8705161018/12_8705161018_L600.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/09/472595_orig.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/09/472594_orig.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.fardanews.com/files/fa/news/1388/8/3/41585_826.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.fardanews.com/files/fa/news/1388/8/3/41588_429.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src="http://www.fardanews.com/files/fa/news/1388/8/3/41587_818.jpg" alt="" /&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/65</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=7274635</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-7274635</guid>
      <pubDate>Mon, 11 Jul 2011 20:53:14 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>غریب راه</title>
      <description>&lt;p align="right"&gt;جای پای رهروی پیداست&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;کیست این گم کرده ره ؟ این راه ناپیدا چه می پوید؟&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;مگر او زین سفر ، زین ره چه می جوید ؟&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;از این صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست ؟&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;به شهری کاندر آغوش سپید مهر&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;به باران سحرگاهیی خدایش دست و رو شسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;به شهری کز همان لحظه ی ازل&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;بر دامن مهتاب عشق آرام بغنوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;به شهری کش پلید افسانه گیتی&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;سر انگشت خیال از چهره ی زیباش بزدوده است.&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;کجا ای ره نورد راه گم کرده ؟&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;بیا برگرد !&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;به شهری بر کناره ی پاک هستی ،&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;به شهری کش به باران سحرگاهی&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;خدایش دست و شسته است.&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;به شهری کش پلیدی های انسان این پلید افسانه ی هستی&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;در این صحرا به جز مرگ و به جز حِرمان&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;کسی را آشنایی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;بیا برگرد آخر ، ای غریب راه !&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;کز این جا ره به جایی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;نمی بینی که آن جا&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;کنار تک درختی خشک&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;ز ره مانده غریبی ره نوردی بی نوا مرده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;و در چشمان پاکش ، در نگاه گنگ و حیرانش ،&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;هزازان غنچه امید پژمرده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;نمی بینی که از حسرت (( کمد صید بهرامیش افکنده است ))&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;و با دستی که در دست اجل بوده است ،&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;بر آن تک درخت خشک&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;حدیث سرنوشت هر که این ره را رود ، کنده است:&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;که : &amp;laquo; من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش &amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;کجا ای ره نورد راه گم کرده ؟&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;بیا برگرد !&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;در این صحرا به جز مرگ و به جز حِرمان ،&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;کسی را آشنایی نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;ازین صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست؟&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;بیا برگرد آخر ، ای غریب راه !&lt;/p&gt;
&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;کز این جا ره به جایی نیست&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/64</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=7220700</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-7220700</guid>
      <pubDate>Sun, 03 Jul 2011 10:09:04 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>آری,اینچنین بود مراد من...</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: 18pt; font-family: &amp;quot;B Nazanin&amp;quot;; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;2  Shiraz&amp;quot;; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;سی و اندی از پروازت می گذرد...نمی دانم میدانی یا نمیدانی...محمدرضا رفت,آن شاه خون خوار ستمگر رفت.دست استعمار و اجنبیان از این کشور کوتاه شد...واما آن افرادی که دین دکان بقالی یشان شده بود بر مسند قدرت نشستند و راه آن پادشاهان خونخوار را پیش گرفتند اما اینبار به نام خدا و رسول او...با بر زبان آوردن جمله مقدس بسم الله خون مردمان ستم دیده را مینوشند.انقلابیون سابق خون خواران حاضرا...کسانی که از تبعیض و ستم&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به خشم آمده بودند خود راه محمدرضا را پیش گرفته اند...به ستم خود تقدس داده اند تا مردم نتوانند حرف بزنند...اگر حرفی هم زده شود...با گلوله خاموش می شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;سی و ادی از پروازت می گذرد...نمدانم که در زمان حیات چه کردی که این بقالان اینگونه از مرده تو هم میترسند...چه همایش ها و یادبود ها که برای دوستان خود میگیرند اما دریغ از یک تشکر از مجاهدی که سالها در راه وطن ودین خود سختی ها کشید و دم نزد...کسی که چون مولایش حیدر سر بر چاهی آورد و غم هایش را با آن چاه تقسیم کرد...وقتی&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;به ظلمی که در حق تو شده فکر میکنم اشک از دیدگانم جاری میشود... کسی که چه در &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;دیکتاتوری پهلوی و چه در&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;دیکتاتوری ا.س.ل.ا.م.ی. هدف حملات زهردار این دو بود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;سی و اندی از پروازت میگذرد...و ما دوستدارانت نه در غم از دست دادن تو(که مرگ سرنوشت هر انسانی است)بلکه در شادی پیدا کردن راهی هستیم که تو نشانمان دادی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;روحت شا&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;د&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;پ.ن:سی و چهارمین سالروز شهادت دکتر علی شریعتی رو تسلیت میگم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;پ.ن2:خطاب به مسئولینی که هیچ وقت صدای مردم رو نمیشنوند عرض میکنم:خون مطهری از شریعتی رنگین تر نیست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"&gt;پ.ن3:پیشاپیش سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران,یار و هم پیمان دکتر شریعتی رو به همه ملت ایران تسلیت میگم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt; line-height: 150%;" dir="rtl"&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/63</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=7123200</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-7123200</guid>
      <pubDate>Sun, 19 Jun 2011 05:04:15 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>متن عهد نامه مالک</title>
      <description>&lt;p style="direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: black; line-height: 150%; font-family: Nazanin; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;*به نام خداوند بخشاینده مهربان &amp;zwnj;این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر المؤمنین، به مالک بن حارث اشترنخعی در پیمانی که با او می&amp;zwnj;نهد، هنگامی که او را فرمانروایی مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: #ffffff; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;*باید که محبوبترین کارها در نزد تو، کارهایی باشد که با &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-family: Nazanin;"&gt;میانه&amp;zwnj;روی سازگارتر بود و با عدالت دم سازتر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد زیرا خشم توده&amp;zwnj;های مردم، خشنودی نزدیکان را زیر پای بسپرد و حال آنکه، خشم نزدیکان اگر توده&amp;zwnj;های مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: #ffffff; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;*سنت نیکویی را که بزرگان این امت&amp;zwnj;به آن عمل کرده&amp;zwnj;اند و رعیت&amp;zwnj;بر آن سنت&amp;zwnj;به&amp;zwnj;نظام آمده و حالش نیکو شده است، مشکن و سنتی میاور که به سنتهای نیکوی&amp;zwnj;گذشته زیان رساند، آنگاه پاداش نیک بهره کسانی شود که آن سنتهای نیکو نهاده&amp;zwnj;اند وگناه بر تو ماند که آنها را شکسته&amp;zwnj;ای.تا کار کشورت به سامان آید و نظامهای نیکویی، که پیش از تو مردم برپای داشته بودند برقرار بماند، &lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-family: Nazanin;"&gt;با دانشمندان و حکیمان، فراوان، گفتگو کن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح می&amp;zwnj;آورد و آن نظم و آیین که مردم&amp;zwnj;پیش از تو بر پای داشته&amp;zwnj;اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: #ffffff; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;*&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-family: Nazanin;"&gt;در کار کارگزارانت &amp;zwnj;بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی باآنها&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;.و بی&amp;zwnj;مشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به رای خود کار کردن و از دیگران&amp;zwnj;مشورت نخواستن، گونه&amp;zwnj;ای از ستم و خیانت است.کارگزاران شایسته را در میان&amp;zwnj;گروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندانهای صالح، آنها که در اسلام&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ای دیرین دارند.اینان به اخلاق شایسته&amp;zwnj;ترند و آبرویشان محفوظتر است و ازطمعکاری بیشتر رویگردان&amp;zwnj;اند و در عواقب کارها بیشتر می&amp;zwnj;نگرند. در ارزاقشان بیفزای، زیرا فراوانی ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نیرو دهد و ازدست اندازی به مالی که در تصرف دارند، باز می&amp;zwnj;دارد.و نیز برای آنها حجت است، اگر فرمانت را مخالفت کنند یا در امانت تو&amp;zwnj;خللی پدید آورند.پس در کارهایشان تفقدکن و کاوش نمای و جاسوسانی از مردم راستگوی و وفادار به خود بر آنان بگمار.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: #ffffff; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;*&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-family: Nazanin;"&gt;پرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم&amp;zwnj;پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریخته&amp;zwnj;اند.پس&amp;zwnj;مباد که حکومت&amp;zwnj;خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی&amp;zwnj;نه تنها حکومت را ناتوان و سست&amp;zwnj;سازد، بلکه آن را از میان برمی&amp;zwnj;دارد یا به دیگران&amp;zwnj;می&amp;zwnj;سپارد.اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری، نه در برابر من، زیراقتل عمد موجب قصاص می&amp;zwnj;شود.اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یاتازیانه&amp;zwnj;ات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تومانع آید که خونبهای مقتول را به خانواده&amp;zwnj;اش بپردازی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: #ffffff; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;***متن نامه در ادامه مطلب&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: #ffffff; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;**به خاطر امتحانات دیر آپ کردم.عذر خواهم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: #ffffff; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;**یکم:باید بگم که تحت تاثیر این نامه قرار گرفتم.فهمیدم عدالت علی چی بوده و الحق که عدالت به معنای کامل.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #ffffff;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;**دیم:تفاوت آشکار(٣&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;٠درجه ای)حکومت علی با این رژیم که فقط ادعای همانندی میکنه واسم بیش از پیش آشکار شد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; color: #ffffff; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;**سیم:شهید شریعتی در مدح علی میفرماید:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: small; color: #ffffff; font-family: Georgia,Times New Roman,Times,Serif;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;"علی کسی است که نه تنها با اندیشه و سخنش ،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: small; color: #ffffff; font-family: Georgia,Times New Roman,Times,Serif;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;&amp;nbsp;بلکه با تمام وجود و زندگی اش به همه&amp;nbsp; ی دردها و نیازها &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: small; color: #ffffff; font-family: Georgia,Times New Roman,Times,Serif;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;و همه ی احتیاج های چند گونه بشری در همه دوره ها پاسخ می دهد .&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: small; color: #ffffff; font-family: Georgia,Times New Roman,Times,Serif;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;&amp;laquo; دکتر علی شریعتی &amp;raquo;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" dir="rtl" align="center"&gt;&lt;span style="font-size: small; color: #ffffff; font-family: Georgia,Times New Roman,Times,Serif;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="AR-SA"&gt;( ما و اقبال ، ص &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; font-family: Nazanin;"&gt;&lt;span style="font-size: 14pt; line-height: 150%; font-family: Nazanin;" lang="FA"&gt;۳۸ )"&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: Nazanin; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;متن نامه &lt;br /&gt;به نام خداوند بخشاینده مهربان &amp;zwnj;این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر المؤمنین، به مالک بن حارث اشترنخعی در پیمانی که با او می&amp;zwnj;نهد، هنگامی که او را فرمانروایی مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او را به ترس از خدا و برگزیدن طاعت او بر دیگر کارها و پیروی از هر چه درکتاب خود بدان فرمان داده، از واجبات و سنتهایی که کس به سعادت نرسد مگر به پیروی از آنها، و به شقاوت نیفتد، مگر به انکار آنها و ضایع گذاشتن آنها. و باید که خدای سبحان را یاری نماید به دل و دست و زبان خود، که خدای جل اسمه، یاری&amp;zwnj;کردن هر کس را که یاریش کند و عزیز داشتن هر کس را که عزیزش دارد بر عهده گرفته&amp;zwnj;است. و او را فرمان می&amp;zwnj;دهد که زمام نفس خویش در برابر شهوتها به دست گیرد و ازسرکشی هایش باز دارد، زیرا نفس همواره به بدی فرمان دهد، مگر آنکه خداوند رحمت آورد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای مالک، بدان که تو را به بلادی فرستاده&amp;zwnj;ام که پیش از تو دولتها دیده، برخی دادگر و برخی ستمگر. و مردم در کارهای تو به همان چشم می&amp;zwnj;نگرند که تو درکارهای والیان پیش از خود می&amp;zwnj;نگری و درباره تو همان گویند که تو درباره آنها می&amp;zwnj;گویی و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جاری ساخته، توان شناخت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید بهترین اندوخته&amp;zwnj;ها در نزد تو، اندوخته کار نیک باشد. پس زمام هواهای نفس خویش فروگیر و بر نفس خود، در آنچه برای او روا نیست، بخل بورز که بخل ورزیدن بر نفس، انصاف دادن است در آنچه دوست دارد یا ناخوش می&amp;zwnj;شمارد.مهربانی به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانی درنده مباش که خوردنشان را غنیمت&amp;zwnj;شماری، زیراآنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایی عارضشان خواهد شد و به عمد یا خطا، لغزشهایی کنند، پس، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده، همانگونه که دوست داری که خداوند نیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد. زیرا تو برتر از آنها هستی و آنکه تو را بر آن سرزمین ولایت داده، برتر از توست و خداوند برتر از کسی است که تو را ولایت داده است. ساختن کارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای مالک، خود را برای جنگ با خدا بسیج مکن که تو را در برابر خشم او توانی&amp;zwnj;نیست و از عفو و بخشایش او هرگز بی&amp;zwnj;نیاز نخواهی بود.هرگاه کسی را بخشودی، ازکرده خود پشیمان مشو و هرگاه کسی را عقوبت نمودی، از کرده خود شادمان مباش. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرگز به خشمی، که از آنت امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیرساخته&amp;zwnj;اند و باید فرمان من اطاعت&amp;zwnj;شود. زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین می&amp;zwnj;دهد و تندی و سرافرازی را فرو می&amp;zwnj;کاهد و خردی را که از تو گریخته&amp;zwnj;است به تو باز می&amp;zwnj;گرداند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه&amp;zwnj;ای را پست و بیمقدار سازد. هر چه خدا بر تو فریضه کرده است، ادا کن و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت، هر کس را که دوستش می&amp;zwnj;داری، انصاف را رعایت&amp;zwnj;نمای که اگر نه چنین کنی، ستم کرده&amp;zwnj;ای و هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز خصم او بود. و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرست سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند. هیچ چیز چون ستمکاری، نعمت&amp;zwnj;خدا را دگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعای ستمدیدگان را می&amp;zwnj;شنود و در کمین ستمکاران است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید که محبوبترین کارها در نزد تو، کارهایی باشد که با میانه&amp;zwnj;روی سازگارتر بود و با عدالت دم سازتر و خشنودی رعیت را در پی داشته باشد زیرا خشم توده&amp;zwnj;های مردم، خشنودی نزدیکان را زیر پای بسپرد و حال آنکه، خشم نزدیکان اگر توده&amp;zwnj;های مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواص و نزدیکان کسانی هستند که به هنگام فراخی و آسایش بر دوش والی باری گران&amp;zwnj;اند و چون حادثه&amp;zwnj;ای پیش آید کمتر از هر کس به یاریش برخیزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والی می&amp;zwnj;طلبند و اگر عطایی یابند، کمتر از همه سپاس می&amp;zwnj;گویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش می&amp;zwnj;پذیرند. در برابر سختیهای روزگار، شکیباییشان بس اندک است. اما ستون دین و انبوهی مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمنترین آنان در نزد تو، کسی باشد که بیش از دیگران عیبجوی مردم است. زیرا در مردم عیبهایی است و والی از هر کس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است. از عیبهای مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زیرا آنچه بر عهده توست، پاکیزه ساختن چیزهایی است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشیده است، داوری کند. تا توانی&amp;zwnj;عیبهای دیگران را بپوشان، تا خداوند عیبهای تو را که خواهی از رعیت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر کینه&amp;zwnj;ای را بگشای و از دل بیرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته&amp;zwnj;اند، به تغافل زن و گفته سخن&amp;zwnj;چین را تصدیق مکن. زیرا سخن چین، خیانتکار است، هر چند، خود را چون نیکخواهان وانماید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با بخیلان رای مزن که تو را از جود و بخشش باز دارند و نه با حریصان، زیراحرص و طمع را در چشم تو می&amp;zwnj;آرایند که بخل و ترس و آزمندی، خصلتهایی&amp;zwnj;گوناگون هستند که سوء ظن به خدا همه را دربر دارد.بدترین وزیران تو، وزیری است&amp;zwnj;که وزیر بدکاران پیش از تو بوده است و شریک گناهان ایشان.مبادا که اینان همراز وهمدم تو شوند، زیرا یاور گناهکاران و مددکار ستم پیشگان بوده&amp;zwnj;اند.در حالی که، تومی&amp;zwnj;توانی بهترین جانشین را برایشان بیابی از کسانی که در رای و اندیشه و کاردانی&amp;zwnj;همانند ایشان باشند ولی بار گناهی چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از کسانی که&amp;zwnj;ستمگری را در ستمش و بزهکاری را در بزهش یاری نکرده باشند.رنج اینان بر توکمتر است و یاریشان بهتر و مهربانیشان بیشتر و دوستیشان با غیر تو کمتر است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینان را در خلوت و جلوت به دوستی برگزین.و باید که برگزیده&amp;zwnj;ترین وزیران توکسانی باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهایی&amp;zwnj;که خداوند بر دوستانش نمی&amp;zwnj;پسندد کمتر تو را یاری کنند، هر چند، که این سخنان&amp;zwnj;و کارها تو را ناخوش آید.به پرهیزگاران و راست گویان بپیوند، سپس، از آنان&amp;zwnj;بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب آن نشده&amp;zwnj;ای، شادمانت&amp;zwnj;ندارند، زیرا ستایش آمیخته به تملق، سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشی&amp;zwnj;وادارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و نباید که نیکوکار و بدکار در نزد تو برابر باشند، زیرا این کار سبب شود که&amp;zwnj;نیکوکاران را به نیکوکاری رغبتی نماند، ولی بدکاران را به بدکاری رغبت&amp;zwnj;بیفزاید.باهر یک چنان رفتار کن که او خود را بدان ملزم ساخته است.و بدان، بهترین چیزی که&amp;zwnj;حسن ظن والی را نسبت&amp;zwnj;به رعیتش سبب می&amp;zwnj;شود، نیکی کردن والی است در حق رعیت و کاستن است از بار رنج آنان و به اکراه وادار نکردنشان به انجام دادن کارهایی&amp;zwnj;که بدان ملزم نیستند.و تو باید در این باره چنان باشی که حسن ظن رعیت&amp;zwnj;برای توفراهم آید.زیرا حسن ظن آنان، رنج&amp;zwnj;بسیاری را از تو دور می&amp;zwnj;سازد.به حسن ظن تو، کسی سزاوارتر است که در حق او بیشتر احسان کرده باشی و به بدگمانی، آن&amp;zwnj;سزاوارتر که در حق او بدی کرده باشی. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سنت نیکویی را که بزرگان این امت&amp;zwnj;به آن عمل کرده&amp;zwnj;اند و رعیت&amp;zwnj;بر آن سنت&amp;zwnj;به&amp;zwnj;نظام آمده و حالش نیکو شده است، مشکن و سنتی میاور که به سنتهای نیکوی&amp;zwnj;گذشته زیان رساند، آنگاه پاداش نیک بهره کسانی شود که آن سنتهای نیکو نهاده&amp;zwnj;اند وگناه بر تو ماند که آنها را شکسته&amp;zwnj;ای.تا کار کشورت به سامان آید و نظامهای نیکویی، که پیش از تو مردم برپای داشته بودند برقرار بماند، با دانشمندان و حکیمان، فراوان، گفتگو کن در تثبیت آنچه امور بلاد تو را به صلاح می&amp;zwnj;آورد و آن نظم و آیین که مردم&amp;zwnj;پیش از تو بر پای داشته&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدان، که رعیت را صنفهایی است که کارشان جز به یکدیگر اصلاح نشود و ازیکدیگر بی&amp;zwnj;نیاز نباشند.صنفی از ایشان لشکرهای خدای&amp;zwnj;اند و صنفی، دبیران خاص&amp;zwnj;یا عام و صنفی قاضیان عدالت گسترند و صنفی، کارگزاران&amp;zwnj;اند که باید در کار خودانصاف و مدارا را به کار دارند و صنفی جزیه دهندگان و خراجگزارانند، چه ذمی وچه مسلمان و صنفی بازرگانان&amp;zwnj;اند و صنعتگران و صنفی فرودین که حاجتمندان ومستمندان باشند.هر یک را خداوند سهمی معین کرده و میزان آن را در کتاب خود وسنت پیامبرش(صلی الله علیه و آله)بیان فرموده و دستوری داده که در نزد مانگهداری می&amp;zwnj;شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما لشکرها، به فرمان خدا دژهای استوار رعیت&amp;zwnj;اند و زینت والیان.دین به آنهاعزت یابد و راهها به آنها امن گردد و کار رعیت جز به آنها استقامت نپذیرد.و کارلشکر سامان نیابد، جز به خراجی که خداوند برای ایشان مقرر داشته تا در جهاد بادشمنانشان نیرو گیرند و به آن در به سامان آوردن کارهای خویش اعتماد کنند و نیازهایشان را برآورد.این دو صنف، برپای نمانند مگر به صنف سوم که قاضیان وکارگزاران و دبیران&amp;zwnj;اند، اینان عقدها و معاهده&amp;zwnj;ها را می&amp;zwnj;بندند و منافع حکومت را گردمی&amp;zwnj;آورند و در هر کار، چه خصوصی و چه عمومی، به آنها متکی توان بود. و اینها که&amp;zwnj;برشمردم، استوار نمانند مگر به بازرگانان و صنعتگران که گردهم می&amp;zwnj;آیند و تا سودی&amp;zwnj;حاصل کنند، بازارها را برپای می&amp;zwnj;دارند و به کارهایی که دیگران در انجام دادن آنهاناتوان&amp;zwnj;اند امور رعیت را سامان می&amp;zwnj;دهند.آنگاه، صنف فرودین، یعنی نیازمندان ومسکینان&amp;zwnj;اند و سزاوار است که والی آنان را به بخشش خود بنوازد و یاریشان کند.درنزد خداوند، برای هر یک از این اصناف، گشایشی است.و هر یک را بر والی حقی&amp;zwnj;است، آن قدر که حال او نیکو دارد و کارش را به صلاح آورد.و والی از عهده آنچه&amp;zwnj;خدا بر او مقرر داشته، بر نیاید مگر، به کوشش و یاری خواستن از خدای و ملزم&amp;zwnj;ساختن خویش به اجرای حق و شکیبایی ورزیدن در کارها، خواه بر او دشوار آید یاآسان نماید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنگاه از لشکریان خود آن را که در نظرت نیکخواه&amp;zwnj;ترین آنها به خدا و پیامبر اوو امام توست، به کار برگمار.اینان باید پاکدامن&amp;zwnj;ترین و شکیباترین افراد سپاه باشند، دیر خشمناک شوند و چون از آنها پوزش خواهند، آرامش یابند.به ناتوانان، مهربان&amp;zwnj;و بر زورمندان، سختگیر باشند. درشتیشان به ستم بر نینگیرد و نرمیشان برجای&amp;zwnj;ننشاند.آنگاه به مردم صاحب حسب و خوشنام بپیوند، از خاندانهای صالح که&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ای نیکو دارند و نیز پیوند خود با سلحشوران و دلیران و سخاوتمندان&amp;zwnj;و جوانمردان استوار نمای، زیرا اینان مجموعه&amp;zwnj;های کرم&amp;zwnj;اند و شاخه&amp;zwnj;های احسان وخوبی.آنگاه به کارهایشان آنچنان بپرداز که پدر و مادر به کار فرزند خویش&amp;zwnj;می&amp;zwnj;پردازند.اگر کاری کرده&amp;zwnj;ای که سبب نیرومندی آنها شده است، نباید در نظرت بزرگ&amp;zwnj;آید و نیز نباید لطف و احسان تو در حق آنان هر چند خرد باشد، در نظرت اندک&amp;zwnj;جلوه کند.زیرا لطف و احسان تو سبب می&amp;zwnj;شود که نصیحت&amp;zwnj;خود از تو دریغ ندارند وبه تو حسن ظن یابند.نباید بدین بهانه، که به کارهای بزرگ می&amp;zwnj;پردازی، از کارهای کوچکشان غافل مانی، زیرا الطاف کوچک را جایی است که از آن بهره&amp;zwnj;مند می&amp;zwnj;شوندو توجه به کارهای بزرگ را هم جایی است که از آن بی&amp;zwnj;نیاز نخواهند بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید برگزیده&amp;zwnj;ترین سران سپاه تو، در نزد تو، کسی باشد که در بخشش به افراد سپاه&amp;zwnj;قصور نورزد و به آنان یاری رساند و از مال خویش چندان بهره&amp;zwnj;مندشان سازد که&amp;zwnj;هزینه خود و خانواده&amp;zwnj;شان را، که بر جای نهاده&amp;zwnj;اند، کفایت کند، تا یکدل و یک رای روی&amp;zwnj;به جهاد دشمن آورند، زیرا مهربانی تو به آنها دلهایشان را به تو مهربان سازد.و بایدکه بهترین مایه شادمانی والیان برپای&amp;zwnj;داشتن عدالت در بلاد باشد و پدید آمدن&amp;zwnj;دوستی در میان افراد رعیت.و این دوستی پدید نیاید، مگر به سلامت دلهاشان.ونیکخواهیشان درست نبود، مگر آنگاه که برای کارهای خود بر گرد والیان خود باشندو بار دولت ایشان را بر دوش خویش سنگین نشمارند و از دیر کشیدن&amp;zwnj;فرمانرواییشان ملول نشوند.پس امیدهایشان را نیک برآور و پیوسته به نیکیشان&amp;zwnj;بستای و رنجهایی را که تحمل کرده&amp;zwnj;اند، همواره بر زبان آر، زیرا یاد کردن از کارهای&amp;zwnj;نیکشان، دلیران را برمی&amp;zwnj;انگیزد و از کارماندگان را به کار ترغیب می&amp;zwnj;کند.ان شاء الله. وهمواره در نظر دار که هر یک در چه کاری تحمل رنجی کرده&amp;zwnj;اند، تا رنجی را که یکی&amp;zwnj;تحمل کرده به حساب دیگری نگذاری و کمتر از رنج و محنتی که تحمل کرده، پاداشش مده.شرف و بزرگی کسی تو را واندارد که رنج اندکش را بزرگ شمری وفرودستی کسی تو را واندارد که رنج&amp;zwnj;بزرگش را خرد به حساب آوری. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چون کاری بر تو دشوار گردد و شبهه آمیز شود در آن کار به خدا و رسولش&amp;zwnj;رجوع کن.زیرا خدای تعالی به قومی که دوستدار هدایتشان بود، گفته است:&amp;laquo;ای&amp;zwnj;کسانی که ایمان آورده&amp;zwnj;اید از خدا اطاعت کنید و از رسول و الوالامر خویش فرمان&amp;zwnj;برید و چون در امری اختلاف کردید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید به خدا وپیامبر رجوع کنید.&amp;raquo; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رجوع به خدا، گرفتن محکمات کتاب اوست و رجوع به رسول، گرفتن سنت&amp;zwnj;جامع اوست، سنتی که مسلمانان را گرد می&amp;zwnj;آورد و پراکنده نمی&amp;zwnj;سازد.و برای داوری&amp;zwnj;در میان مردم، یکی از افراد رعیت را بگزین که در نزد تو برتر از دیگران بود.از آن&amp;zwnj;کسان، که کارها بر او دشوار نمی&amp;zwnj;آید و از عهده کار قضا برمی&amp;zwnj;آید.مردی که مدعیان باستیزه و لجاج، رای خود را بر او تحمیل نتوانند کرد و اگر مرتکب خطایی شد، بر آن&amp;zwnj;اصرار نورزد و چون حقیقت را شناخت در گرایش به آن درنگ ننماید و نفسش به&amp;zwnj;آزمندی متمایل نگردد و به اندک فهم، بی&amp;zwnj;آنکه به عمق حقیقت رسد، بسنده نکند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قاضی تو باید، از هر کس دیگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بیش از همه به&amp;zwnj;دلیل متکی باشد و از مراجعه صاحبان دعوا کمتر از دیگران ملول شود و درکشف حقیقت، شکیباتر از همه باشد و چون حکم آشکار شد، قاطع رای دهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرب&amp;zwnj;زبانی و ستایش به خودپسندیش نکشاند.از تشویق و ترغیب دیگران به یکی&amp;zwnj;از دو طرف دعوا متمایل نشود.چنین کسان اندک به دست آیند، پس داوری مردی&amp;zwnj;چون او را نیکو تعهد کن و نیکو نگهدار.و در بذل مال به او، گشاده دستی به&amp;zwnj;خرج ده تا گرفتاریش برطرف شود و نیازش به مردم نیفتد.و او را در نزد خود چنان&amp;zwnj;منزلتی ده که نزدیکانت درباره او طمع نکنند و در نزد تو از آسیب دیگران در امان&amp;zwnj;ماند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این کار، نیکو نظر کن که این دین در دست&amp;zwnj;بدکاران اسیر است.از روی هوا وهوس در آن عمل می&amp;zwnj;کنند و آن را وسیله طلب دنیا قرار داده&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کار کارگزارانت &amp;zwnj;بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستی باآنها.و بی&amp;zwnj;مشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به رای خود کار کردن و از دیگران&amp;zwnj;مشورت نخواستن، گونه&amp;zwnj;ای از ستم و خیانت است.کارگزاران شایسته را در میان&amp;zwnj;گروهی بجوی که اهل تجربت و حیا هستند و از خاندانهای صالح، آنها که در اسلام&amp;zwnj;سابقه&amp;zwnj;ای دیرین دارند.اینان به اخلاق شایسته&amp;zwnj;ترند و آبرویشان محفوظتر است و ازطمعکاری بیشتر رویگردان&amp;zwnj;اند و در عواقب کارها بیشتر می&amp;zwnj;نگرند. در ارزاقشان بیفزای، زیرا فراوانی ارزاق، آنان را بر اصلاح خود نیرو دهد و ازدست اندازی به مالی که در تصرف دارند، باز می&amp;zwnj;دارد.و نیز برای آنها حجت است، اگر فرمانت را مخالفت کنند یا در امانت تو&amp;zwnj;خللی پدید آورند.پس در کارهایشان تفقدکن و کاوش نمای و جاسوسانی از مردم راستگوی و وفادار به خود بر آنان بگمار. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زیرا مراقبت نهانی تو در کارهایشان آنان را به رعایت امانت و مدارا در حق رعیت&amp;zwnj;وامی&amp;zwnj;دارد.و بنگر تا یاران کارگزارانت تو را به خیانت نیالایند.هر گاه یکی از ایشان&amp;zwnj;دست&amp;zwnj;به خیانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خیانت او گرد آمد و همه بدان&amp;zwnj;گواهی دادند، همین خبرها تو را بس بود.باید به سبب خیانتی که کرده تنش را به &amp;zwnj;تنبیه بیازاری و از کاری که کرده است، بازخواست نمایی.سپس، خوار و ذلیلش&amp;zwnj;سازی و مهر خیانت&amp;zwnj;بر او زنی و ننگ تهمت را بر گردنش آویزی. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کار خراج نیکو نظر کن، به گونه&amp;zwnj;ای که به صلاح خراجگزاران باشد.زیرا صلاح&amp;zwnj;کار خراج و خراجگزاران، صلاح کار دیگران است و دیگران حالشان نیکو نشود، مگربه نیکوشدن حال خراجگزاران، زیرا همه مردم روزی خوار خراج و خراجگزارانند&amp;zwnj;. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی باید بیش از تحصیل خراج در اندیشه زمین باشی، زیرا خراج حاصل نشود، مگربه آبادانی زمین و هر که خراج طلبد و زمین را آباد نسازد، شهرها و مردم را هلاک کرده&amp;zwnj;است و کارش استقامت نیابد، مگر اندکی.هرگاه از سنگینی خراج یا آفت محصول یابریدن آب یا نیامدن باران یا دگرگون شدن زمین، چون در آب فرو رفتن آن یا بی&amp;zwnj;آبی، شکایت نزد تو آوردند، از هزینه و رنجشان بکاه، آنقدر که امید می&amp;zwnj;داری که کارشان راسامان دهد.و کاستن از خراج بر تو گران نیاید، زیرا اندوخته&amp;zwnj;ای شود برای آبادانی بلادتو و زیور حکومت تو باشد، که ستایش آنها را به خود جلب کرده&amp;zwnj;ای و سبب&amp;zwnj;شادمانی دل تو گردد، که عدالت را در میانشان گسترده&amp;zwnj;ای و به افزودن ارزاقشان و به&amp;zwnj;آنچه در نزد ایشان اندوخته&amp;zwnj;ای از آسایش خاطرشان و اعتمادشان به دادگری خود ومدارا در حق ایشان، برای خود تکیه&amp;zwnj;گاهی استوار ساخته&amp;zwnj;ای.چه بسا کارها پیش آیدکه اگر رفع مشکل را بر عهده آنها گذاری، به خوشدلی به انجامش رسانند.زیرا چون&amp;zwnj;بلاد آباد گردد، هر چه بر عهده مردمش نهی، انجام دهند که ویرانی زمین را تنگدستی&amp;zwnj;مردم آن سبب شود و مردم زمانی تنگدست گردند که همت والیان، همه گردآوردن مال بود و به ماندن خود بر سر کار اطمینان نداشته باشند و از آنچه مایه عبرت است، سود برنگیرند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپس، به دبیرانت نظر کن و بهترین آنان را بر کارهای خود بگمار و نامه&amp;zwnj;هایی راکه در آن تدبیرها و اسرار حکومتت آمده است، از جمع دبیران، به کسی اختصاص ده&amp;zwnj;که به اخلاق از دیگران شایسته&amp;zwnj;تر باشد.از آن گروه که اکرام تو سرمستش نسازدیا چنان دلیرش نکند که در مخالفت&amp;zwnj;با تو، بر سر جمع سخن گوید و غفلتش سبب&amp;zwnj;نشود که نامه&amp;zwnj;های عاملانت را به تو نرساند یا در نوشتن پاسخ درست تو به آنها درنگ&amp;zwnj;روا دارد، یا در آنچه برای تو می&amp;zwnj;ستاند یا از سوی تو می&amp;zwnj;دهد، سهل&amp;zwnj;انگاری کند، یاپیمانی را که به سود تو بسته، سست گرداند و از فسخ پیمانی که به زیان توست، ناتوان باشد.دبیر باید به پایگاه و مقام خویش در کارها آگاه باشد زیرا کسی که مقدارخویش را نداند، به طریق اولی، مقدار دیگران را نتواند شناخت.مباد که در گزینش&amp;zwnj;آنها بر فراست و اعتماد و حسن ظن خود تکیه کنی.زیرا مردان با ظاهر آرایی و نیکوخدمتی، خویشتن را در چشم والیان عزیز گردانند.ولی، در پس این ظاهر آراسته وخدمت نیکو، نه نشانی از نیکخواهی است و نه امانت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دبیرانت را به کارهایی که برای حکام پیش از تو بر عهده داشته&amp;zwnj;اند، بیازمای و از آن&amp;zwnj;میان، بهترین آنها را که در میان مردم اثری نیکوتر نهاده&amp;zwnj;اند و به امانت چهره&amp;zwnj;ای&amp;zwnj;شناخته&amp;zwnj;اند، اختیار کن.که اگر چنین کنی این کار دلیل نیکخواهی تو برای خداونداست و هم به آن کس که کار خود را بر عهده تو نهاده.بر سر هر کاری از کارهای خوداز میان ایشان، رئیسی برگمار.کسی که بزرگی کار مقهورش نسازد و بسیاری آنهاسبب پراکندگی خاطرش نشود.اگر در دبیران تو عیبی یافته شود و تو از آن غفلت&amp;zwnj;کرده باشی، تو را به آن بازخواست کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک سفارش مرا در حق بازرگانان و پیشه&amp;zwnj;وران بپذیر و درباره آنها به کارگزارانت&amp;zwnj;نیکو سفارش کن.خواه آنها که بر یک جای مقیم&amp;zwnj;اند و خواه آنها که با سرمایه خویش&amp;zwnj;این سو و آن سو سفر کنند و با دسترنج&amp;zwnj;خود زندگی نمایند.زیرا این گروه، خود مایه&amp;zwnj;های منافع&amp;zwnj;اند و اسباب رفاه و آسودگی و به دست آورندگان آن از راههای دشوارو دور و خشکی و دریا و دشتها و کوهساران و جایهایی که مردم در آن جایها گردنیایند و جرئت رفتن به آن جایها ننمایند.اینان مردمی مسالمت&amp;zwnj;جوی&amp;zwnj;اند که نه ازفتنه&amp;zwnj;گریهایشان بیمی است و نه از شر و فسادشان وحشتی.در کارشان نظر کن، خواه&amp;zwnj;در حضرت تو باشند یا در شهرهای تو.با اینهمه بدان که بسیاری از ایشان را روشی&amp;zwnj;ناشایسته است و حریص&amp;zwnj;اند و بخیل.احتکار می&amp;zwnj;کنند و به میل خود برای کالای خودبها می&amp;zwnj;گذارند، با این کار به مردم زیان می&amp;zwnj;رسانند و برای والیان هم مایه ننگ و عیب&amp;zwnj;هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از احتکار منع کن که رسول الله(صلی الله علیه و آله)از آن منع کرده است وباید خرید و فروش به آسانی صورت گیرد و بر موازین عدل، به گونه&amp;zwnj;ای که در بها، نه &amp;zwnj;فروشنده زیان بیند و نه بر خریدار اجحاف شود.پس از آنکه احتکار را ممنوع&amp;zwnj;داشتی، اگر کسی باز هم دست&amp;zwnj;به احتکار کالا زد، کیفرش ده و عقوبتش کن تا سبب&amp;zwnj;عبرت دیگران گردد ولی کار به اسراف نکشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا را، خدا را، در باب طبقه فرودین:کسانی که بیچارگان&amp;zwnj;اند از مساکین ونیازمندان و بینوایان و زمینگیران.در این طبقه، مردمی هستند سائل و مردمی&amp;zwnj;هستند، که در عین نیاز روی سؤال ندارند.خداوند حقی برای ایشان مقرر داشته و ازتو خواسته است که آن را رعایت کنی، پس، در نگهداشت آن بکوش.برای اینان دربیت المال خود حقی مقرر دار و نیز بخشی از غلات اراضی خالصه اسلام را، در هرشهری، به آنان اختصاص ده.زیرا برای دورترینشان همان حقی است که&amp;zwnj;نزدیکترینشان از آن برخوردارند.و از تو خواسته&amp;zwnj;اند که حق همه را، اعم از دور ونزدیک، نیکو رعایت کنی.سرمستی و غرور، تو را از ایشان غافل نسازد، زیرا این&amp;zwnj;بهانه که کارهای خرد را به سبب پرداختن به کارهای مهم و بزرگ از دست هشتن، هرگز پذیرفته نخواهد شد. پس مت&amp;zwnj;خود را از پرداختن به نیازهایشان دریغ مدار و به تکبر بر آنان چهره&amp;zwnj;دژم منمای و کارهای کسانی را که به تو دست نتوانند یافت، خود، تفقد و بازجست&amp;zwnj;نمای.اینان مردمی هستند که در نظر دیگران بیمقدارند و مورد تحقیر رجال&amp;zwnj;حکومت.کسانی از امینان خود را که خدای ترس و فروتن باشند، برای نگریستن درکارهایشان برگمار تا نیازهایشان را به تو گزارش کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با مردم چنان باش، که در روز حساب که خدا را دیدار می&amp;zwnj;کنی، عذرت پذیرفته&amp;zwnj;آید که گروه ناتوانان و بینوایان به عدالت تو نیازمندتر از دیگران&amp;zwnj;اند و چنان باش که&amp;zwnj;برای یک یک آنان در پیشگاه خداوندی، در ادای حق ایشان، عذری توانی داشت. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تیمار دار یتیمان باش و غمخوار پیران از کار افتاده که بیچاره&amp;zwnj;اند و دست&amp;zwnj;سؤال پیش&amp;zwnj;کس دراز نکنند و این کار بر والیان دشوار و گران است و هرگونه حقی دشوار و گران&amp;zwnj;آید.و گاه باشد که خداوند این دشواریها را برای کسانی که خواستار عاقبت نیک&amp;zwnj;هستند، آسان می&amp;zwnj;سازد.آنان خود را به شکیبایی وامی&amp;zwnj;دارند و به وعده راست&amp;zwnj;خداوند، درباره خود اطمینان دارند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای کسانی که به تو نیاز دارند، زمانی معین کن که در آن فارغ از هر کاری به آنان&amp;zwnj;پردازی. برای دیدار با ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسی که همگان در آن حاضرتوانند شد و، برای خدایی که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنی نمایی و بفرمای&amp;zwnj;تا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند، تا سخنگویشان بی&amp;zwnj;هراس&amp;zwnj;و بی&amp;zwnj;لکنت زبان سخن خویش بگوید.که من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که می&amp;zwnj;گفت:پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدون&amp;zwnj;لکنت زبان حق خود را از قوی دست&amp;zwnj;بستاند.پس تحمل نمای، درشتگویی یا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگی و خودپسندی را از خود دور ساز تا خداونددرهای رحمتش را به روی تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید.اگرچیزی می&amp;zwnj;بخشی، چنان بخش که گویی تو را گوارا افتاده است و اگر منع می&amp;zwnj;کنی، باید که منع تو با مهربانی و پوزشخواهی همراه بود. سپس کارهایی است که باید خود به انجام دادنشان پردازی. از آن جمله، پاسخ&amp;zwnj;دادن است&amp;zwnj;به کارگزاران در جایی که دبیرانت درمانده شوند.دیگر برآوردن نیازهای&amp;zwnj;مردم است در روزی که بر تو عرضه می&amp;zwnj;شوند، ولی دستیارانت در ادای آنها درنگ وگرانی می&amp;zwnj;کنند.کار هر روز را در همان روز به انجام رسان، زیرا هر روز را کاری است&amp;zwnj;خاص خود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهترین وقتها و بیشترین ساعات عمرت را برای آنچه میان تو و خداست، قرارده اگر چه در همه وقتها، کار تو برای خداست، هرگاه نیتت صادق باشد و رعیت را درآن آسایش رسد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید در اقامه فرایضی، که خاص خداوند است، نیت&amp;zwnj;خویش خالص گردانی و دراوقاتی باشد که بدان اختصاص دارد.پس در بخشی از شبانه&amp;zwnj;روز، تن خود را درطاعت&amp;zwnj;خدای بگمار و اعمالی را که سبب نزدیکی تو به خدای می&amp;zwnj;شود به انجام&amp;zwnj;رسان و بکوش تا اعمالت&amp;zwnj;بی&amp;zwnj;هیچ عیب و نقصی گزارده آید، هر چند، سبب فرسودن&amp;zwnj;جسم تو گردد.چون با مردم نماز می&amp;zwnj;گزاری، چنان مکن که آنان را رنجیده سازی یانمازت را ضایع گردانی، زیرا برخی از نمازگزاران بیمارند و برخی نیازمند.ازرسول الله(صلی الله علیه و آله)هنگامی که مرا به یمن می&amp;zwnj;فرستاد، پرسیدم که&amp;zwnj;چگونه با مردم نمازگزارم؟فرمود:به قدر توان ناتوانترین آنها و بر مؤمنان مهربان&amp;zwnj;باش. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به دراز نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان ازرعیت&amp;zwnj;خود، گونه&amp;zwnj;ای نامهربانی است&amp;zwnj;به آنها و سبب می&amp;zwnj;شود که از امور ملک آگاهی&amp;zwnj;اندکی داشته باشند.اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها ورنجهای آنان آگاه شود.آن وقت، بسا بزرگا، که در نظر مردم خرد آید و بسا خردا، که&amp;zwnj;بزرگ جلوه کند و زیبا، زشت و زشت، زیبا نماید و حق و باطل به هم بیامیزند.زیراوالی انسان است و نمی&amp;zwnj;تواند به کارهای مردم که از نظر او پنهان مانده، آگاه گردد. و حق را هم نشانه&amp;zwnj;هایی نیست که به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود.و تویکی از این دو تن هستی:یا مردی هستی در اجرای حق گشاده&amp;zwnj;دست و سخاوتمند، پس چرا باید روی پنهان داری و از ادای حق واجبی که بر عهده توست دریغ فرمایی&amp;zwnj;و در کار نیکی، که باید به انجام رسانی، درنگ روا داری.یا مردی هستی که&amp;zwnj;هیچ خواهشی را و نیازی را برنمی&amp;zwnj;آوری، در این حال، مردم، دیگر از تو چیزی&amp;zwnj;نخواهند و از یاری تو نومید شوند، با اینکه نیازمندیهای مردم برای تو رنجی&amp;zwnj;پدید نیاورد، زیرا آنچه از تو می&amp;zwnj;خواهند یا شکایت از ستمی است &amp;zwnj;یا درخواست &amp;zwnj;عدالت در معاملتی. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بدان، که والی را خویشاوندان و نزدیکان است و در ایشان خوی برتری&amp;zwnj;جویی&amp;zwnj;و گردنکشی است و در معاملت&amp;zwnj;با مردم رعایت انصاف نکنند.ریشه ایشان را با قطع&amp;zwnj;موجبات آن صفات قطع کن.به هیچیک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به&amp;zwnj;اقطاع مده، مبادا به سبب نزدیکی به تو، پیمانی بندند که صاحبان زمینهای&amp;zwnj;مجاورشان را در سهمی که از آب دارند یا کاری که باید به اشتراک انجام دهند، زیان&amp;zwnj;برسانند و بخواهند بار زحمت&amp;zwnj;خود بر دوش آنان نهند.پس لذت و گوارایی، نصیب&amp;zwnj;ایشان شود و ننگ آن در دنیا و آخرت بهره تو گردد.اجرای حق را درباره هر که باشد، چه خویشاوند و چه بیگانه، لازم بدار و در این کار شکیبایی به خرج ده که خداوندپاداش شکیبایی تو را خواهد داد.هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیکان&amp;zwnj;تو را زیان رسد. پس چشم به عاقبت دار، هر چند، تحمل آن بر تو سنگین آید که&amp;zwnj;عاقبتی نیک و پسندیده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر رعیت&amp;zwnj;بر تو به ستمگری گمان برد، عذر خود را به آشکارا با آنان در میانه نه وبا این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنی، خود را به عدالت پروده&amp;zwnj;ای و بارعیت مدارا نموده&amp;zwnj;ای. عذری که می&amp;zwnj;آوری سبب می&amp;zwnj;شود که تو به مقصود خود رسی&amp;zwnj;و آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روی برمتاب که خشنودی خدای در آن&amp;zwnj;نهفته است.صلح سبب بر آسودن سپاهیانت&amp;zwnj;شود و تو را از غم و رنج&amp;zwnj;برهاند وکشورت را امنیت&amp;zwnj;بخشد.ولی، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک&amp;zwnj;برحذر باش.زیرا دشمن، چه بسا نزدیکی کند تا تو را به غفلت فرو گیرد.پس&amp;zwnj;دوراندیشی را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنت&amp;zwnj;پیمان دوستی بستی و امانش دادی به عهد خویش وفا کن و امانی را که داده&amp;zwnj;ای، نیک، رعایت نمای. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در برابر پیمانی که بسته&amp;zwnj;ای و امانی که داده&amp;zwnj;ای خود را سپر ساز، زیرا هیچ یک ازواجبات خداوندی که مردم با وجود اختلاف در آرا و عقاید، در آن همداستان وهمرای هستند، بزرگتر از وفای به عهد و پیمان نیست.حتی مشرکان هم وفای به&amp;zwnj;عهد را در میان خود لازم می&amp;zwnj;شمردند، زیرا عواقب ناگوار غدر و پیمان شکنی رادریافته بودند.پس در آنچه بر عهده گرفته&amp;zwnj;ای، خیانت مکن و پیمانت را مشکن وخصمت را به پیمان مفریب.زیرا تنها نادانان شقی در برابر خدای تعالی، دلیری کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خداوند پیمان و زینهار خود را به سبب رحمت و محبتی، که بر بندگان خود دارد، امان قرار داده و آن را چون حریمی ساخته که در سایه&amp;zwnj;سار استوار آن زندگی کنند و به&amp;zwnj;جوار آن پناه آورند.پس نه خیانت را جایی برای خودنمایی است و نه فریب را و نه&amp;zwnj;حیله&amp;zwnj;گری را.پیمانی مبند که در آن تاویل را راه تواند بود و پس از بستن و استوارکردن پیمان برای بر هم زدنش به عبارتهای دو پهلو که در آنها ایهامی باشد، تکیه&amp;zwnj;منمای.و مبادا که سختی اجرای پیمانی که بر گردن گرفته&amp;zwnj;ای و باید عهد خدا را در آن&amp;zwnj;رعایت کنی، تو را به شکستن و فسخ آن وادارد، بی&amp;zwnj;آنکه در آن حقی داشته باشی. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زیرا پایداری تو در برابر کار دشواری که امید به گشایش آن بسته&amp;zwnj;ای و عاقبت&amp;zwnj;خوشش&amp;zwnj;را چشم می&amp;zwnj;داری، از غدری که از سرانجامش بیمناک هستی بسی بهتر است.و نیز به&amp;zwnj;از آن است که خداوندت بازخواست کند و راه طلب بخشایش در دنیا و آخرت بر توبسته شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم&amp;zwnj;پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریخته&amp;zwnj;اند.پس&amp;zwnj;مباد که حکومت&amp;zwnj;خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی&amp;zwnj;نه تنها حکومت را ناتوان و سست&amp;zwnj;سازد، بلکه آن را از میان برمی&amp;zwnj;دارد یا به دیگران&amp;zwnj;می&amp;zwnj;سپارد.اگر مرتکب قتل عمدی شوی، نه در برابر خدا معذوری، نه در برابر من، زیراقتل عمد موجب قصاص می&amp;zwnj;شود.اگر به خطایی دچار گشتی و کسی را کشتی یاتازیانه&amp;zwnj;ات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلی شدی، نباید گردنکشی و غرور قدرت تومانع آید که خونبهای مقتول را به خانواده&amp;zwnj;اش بپردازی. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از خودپسندی و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت&amp;zwnj;شده و نیز از دلبستگی به&amp;zwnj;ستایش و چرب&amp;zwnj;زبانیهای دیگران، پرهیز کن، زیرا یکی از بهترین فرصتهای شیطان&amp;zwnj;است&amp;zwnj;برای تاختن تا کردارهای نیکوی نیکوکاران را نابود سازد.زنهار از اینکه به&amp;zwnj;احسان خود بر رعیت منت گذاری یا آنچه برای آنها کرده&amp;zwnj;ای، بزرگش شماری یا وعده&amp;zwnj;دهی و خلاف آن کنی.زیرا منت نهادن احسان را باطل کند و بزرگ شمردن کار، نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده، سبب برانگیختن خشم خدا و مردم شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدای تعالی می فرماید:خداوند سخت&amp;zwnj;به خشم می&amp;zwnj;آید که چیزی بگویید و به جای&amp;zwnj;نیاورید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از شتاب کردن در کارها پیش از رسیدن زمان آنها بپرهیز و نیز، از سستی در انجام&amp;zwnj;دادن کاری که زمان آن فرا رسیده است و از لجاج و اصرار در کاری که سررشته&amp;zwnj;اش &amp;zwnj;ناپیدا بود و از سستی کردن در کارها، هنگامی که راه رسیدن به هدف باز و روشن&amp;zwnj;است، حذر نمای.پس هر چیز را به جای خود بنه و هر کار را به هنگامش به انجام&amp;zwnj;رسان. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و بپرهیز از اینکه به خود اختصاص دهی، چیزی را که همگان را در آن حقی است&amp;zwnj;یا خود را به نادانی زنی در آنچه توجه تو به آن ضروری است و همه از آن آگاه&amp;zwnj;اند.زیرابزودی آن را از تو می&amp;zwnj;ستانند و به دیگری می&amp;zwnj;دهند.زودا که حجاب از برابر دیدگانت&amp;zwnj;برداشته خواهد شد و بینی که داد مظلومان را از تو می&amp;zwnj;ستانند.به هنگام خشم&amp;zwnj;خویشتندار باش و از شدت تندی و تیزی خود بکاه و دست&amp;zwnj;به روی کس بر مدار وسخن زشت&amp;zwnj;بر زبان میاور و از اینهمه، خود را در امان دار باز ایستادن ازدشنامگویی و به تاخیرافکندن قهر خصم، تا خشمت فرو نشیند و زمام اختیارت به&amp;zwnj;دستت آید، و تو بر خود مسلط نشوی مگر آنگاه که بیشتر همت&amp;zwnj;یاد بازگشت&amp;zwnj;به&amp;zwnj;سوی پروردگارت شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر تو واجب آمد که همواره به یاد داشته باشی، آنچه که بر والیان پیش از تو رفته&amp;zwnj;است، از حکومت عادلانه&amp;zwnj;ای که داشته&amp;zwnj;اند یا سنت نیکویی که نهاده&amp;zwnj;اند یا چیزی ازپیامبر، (صلی الله علیه و آله)که آورده&amp;zwnj;اند یا فریضه&amp;zwnj;ای که در کتاب خداست و آن رابرپای داشته&amp;zwnj;اند.پس اقتدا کنی به آنچه ما بدان عمل می&amp;zwnj;کرده&amp;zwnj;ایم و بکوشی تا از هر چه&amp;zwnj;در این عهدنامه بر عهده تو نهاده&amp;zwnj;ام و حجت&amp;zwnj;خود در آن بر تو استوار کرده&amp;zwnj;ام، پیروی&amp;zwnj;کنی، تا هنگامی که نفست&amp;zwnj;به هوا و هوس شتاب آرد، بهانه&amp;zwnj;ای نداشته باشی.و جزخدای کس نیست که از بدی نگهدارد و به نیکی توفیق دهد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از وصایا و عهود رسول الله(صلی الله علیه و آله)با من ترغیب به نماز بود ودادن زکات و مهربانی با غلامانتان.و من این عهدنامه را که برای تو نوشته&amp;zwnj;ام به&amp;zwnj;وصیت او پایان می&amp;zwnj;دهم و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از خدای می&amp;zwnj;طلبم که به رحمت واسعه خود و قدرت عظیمش در برآوردن هرمطلوبی مرا و تو را توفیق دهد به چیزی که خشنودیش در آن است، از داشتن عذری&amp;zwnj;آشکار در برابر او و آفریدگانش و آوازه نیک در میان بندگانش و نشانه&amp;zwnj;های نیک دربلادش و کمال نعمت او و فراوانی کرمش.و اینکه کار من و تو را به سعادت وشهادت به پایان رساند، به آنچه در نزد اوست مشتاقیم. و السلام علی رسول الله&amp;zwnj;صلی الله علیه و آله الطیبین الطاهرین&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; line-height: 150%; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: Nazanin; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma;" lang="AR-SA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;یا علی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/62</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=7073216</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-7073216</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Jun 2011 09:22:38 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>سیمرغ از قفس دنیا پر کشید...</title>
      <description>&lt;p&gt;عزت الله سحابی,یار دیرین مصدق و خدمتکار صادق ملت در سن 81 سالگی و پس از تحمل ده ها سال زندان و شکنجه توسط رژیم ایران به آسمان ها پیوست...روحش شاد&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/60</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=6985779</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-6985779</guid>
      <pubDate>Tue, 31 May 2011 10:54:44 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>(بدون عنوان)</title>
      <description>&lt;p&gt;درحسرتم از مرام این مردم پست..... این طایفه زنده کش مرده پرست.... تا هست  به ذلت بکشندش به جفا ...تا مرد به عزت ببرندش سر دست ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلام.چون امتحانام شروع شده نمیتونم زیاد سر بزنم.ببخشید.تا25 خرداد خدا حافظ&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://ali-shariati.persianblog.ir/post/59</link>
      <author>آرش</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=275706&amp;postID=6926077</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-275706.post-6926077</guid>
      <pubDate>Tue, 24 May 2011 10:51:01 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
